آیا چون دزدان میلیاردی در جامعه وجود دارند پس کیف قاپ ها را رهایشان کنیم؟ یا چون در جامعه قاتل وجود دارد، ما مجاز هستیم که مثلا دست یک نفر را بشکنیم؟ شاید یک کیف قاپی، در کل جامعه تأثیری نداشته باشد اما برای همان یک نفری که مالش را از دست داده بسیار رنج آور خواهد بود.برخی از بانوان، شل حجابی خود را اینطور توجیه می کنند که چون بسیاری از زنان، بدحجاب تر از ما هستند؛ بنابراین پوشش و آرایش ما که چند درجه از بدحجاب ها کمتر است اصلاً به چشم مردان نمی آید و آن ها را تحت تأثیر قرار نمی دهد. آن ها معتقدند این سطح پوشش و آرایش در جامعه ما عادی شده است، بنابراین این موضوع مجوزی شده است تا برخی بانوان علی رغم اعتقاداتی که دارند از آرایش و پوشش های نادرست استفاده کنند.

فرض کنید بدحجابی گناه کوچکی باشد…

بیرون بودن چند سانتی متر از موهای رنگ کرده، پیدا بودن ساق دست ها، لاک زدن، پوشیدن مانتوی تنگ و استفاده از شلوارهای چسبان، با توجه به وضعیت پوشش امروز، در نظر بسیاری از بانوان شاید چندان قبحی نداشته باشد. شاید همه ی این ها به نظر شخصی ما گناهی نباشد و تأثیر منفی بر مردان نداشته باشد. اما هر یک به تنهایی بخشی از دستور الهی را زمین می گذارد، در واقع با کوچک دانستن هر یک از این امور، یک امر الهی را سبک انگاشته ایم.
گناه به معنی خلاف است و در اسلام هر کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است. سرپیچی از فرمان خداوند هر اندازه در ظاهر کوچک باشد؛ ولی چون در پیشگاه عظمت الهی واقع می شود، بزرگ است. از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند: «به کوچکی گناه منگرید، بلکه به بزرگی کسی بنگرید که نسبت به او گستاخی کرده اید. (بحارالانوار، ج ۷۷، س ۱۶۸)

از مصادیقی که گناه صغیره را به کبیره تبدیل می کند عبارتند از:

*اصرار بر گناهان کوچک
از حضرت صادق علیه السّلام چنین رسیده است: «گناه صغیره‌اى که بر آن اصرار شود، دیگر صغیره نیست بلکه کبیره است. چنانچه گناه کبیره‌اى که از آن پشیمانى حاصل شود و عزم بر ترک آن داشته باشد، دیگر کبیره نیست. یعنى عقاب از آن ساقط مى‌شود.» (کافى، ج  ٢،  ص  ٢٨٨ )

*کوچک شمردن گناه
«اصرار بر گناهان صغیره نیز جزو گناهان کبیره است، مقصود از اصرار بر گناه صغیره آن است که انسان پس از انجام گناه کوچک پشیمان نشود و قصد انجام آن را کماکان داشته باشد، و یا این که گناه صغیره را کوچک بشمارد، و یا بر انجام آن خوشحالی نماید و یا آن را به صورت آشکار انجام دهد.» (دستغیب، گناهان کبیره، ج۲، ص۲۶۲-۲۶۴)

*آشکار نمودن گناه
آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره مى کند. شاید از این نظر که آشکار نمودن گناه حاکى از تکبر و بى باکى بیشتر گنهکار است، و موجب آلوده کردن جامعه، و عادى نمودن گناه مى گردد؛ امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمودند: از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت ترین گناهان است. (عیون الحکم والمواعظ، ص۹۵)
فراموش نکنیم که گناهان کوچک سرانجام آدمی را به مهلکه ارتکاب گناهان بزرگ خواهد کشاند و انسان را دچار لغزش خواهد کرد. بسیاری از زنانی که در منجلاب روابط نامشروع گرفتار شده اند در ابتدا با بدحجابی و بدپوششی که به گمان خود اهمیتی نداشت، شروع کرده اند و به تدریج که قبح و زشتی گناه در نظرشان ریخت به راه های نامشروع کشیده شدند. پس هرچه می توانیم از مرزهای گناه فاصله بگیریم و به کوچکی ظاهری آن فریفته نشویم.

خداوند طرف حساب همه ی ماست …!

اگر حقیقتاً به حساب و کتاب پروردگار و عدالت او اعتقاد داشته باشیم، در می یابیم که برای خداوند، بزرگ و کوچکی یک گناه فرقی ندارد، طبق دستورات دین چه گناهان کبیره و چه صغیره مجازات های خود را دارد و هیچ جای دین ذکر نشده است که گناهان کوچک تر مجازات ندارند.
خداوند در قرآن فرموده است: «و من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شره یره»، اتفاقاً طبق آموزه های قرآن کریم، خداوند کوچکترین اعمال و نیات را از خیر و شر جزا می دهد. هیچ گاه نفرمود فقط گناهان بزرگ عقوبت دارد و کوچک ندارد.
پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) فرمودند:
ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت مى گردد.(اصول کافی، ج۲، ص ۲۸۸)

آیا معقول است که قانون، کیف قاپ ها را آزاد بگذارد؟

آیا این منطقی است که وقتی خطایی مرتکب می شویم آن را با گناهان دیگران مقایسه کنیم و خیال خود را راحت کنیم؟ آیا نیروی منطق و استدلال انسان می پذیرد که بگوید چون دیگری گناه بزرگتری مرتکب شده است پس خطای من چندان مهم نیست.(خطایی که در نظر خود شخص کوچک است؟)